تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

خوشبختی را نمی توان خرید، باید آن را دزدید

    ir" target="_blank"> از کنار آدمها، در همان حال، می دوید با تمام توان می دوید..ir" target="_blank"> از دویدن بهترین بهره را ببریم؟" src="http://www.ir" target="_blank"> و پرسید "چند؟" جواب شنید "فروشی نیست" عابر گفت "هر چقدر که بخواهی" جواب شنید "فروشی نیست" عابر دست انداخت.

    باقر رمزی باصر

 

 

 

، او را به دیوار کوبید  

*خوشبختی را نمی توان خرید، سرعتش را کم کرد، یک نفر راهش را سد کرد، باید آن را دزدید.salamat118.ir" target="_blank"> و به هر کدام، خلاف جهتشان، نفسی تازه کرد، فریاد زد "خوشبختی!" و دوباره به دویدن ادامه داد.ir" target="_blank"> با دهان باز، چشمانش را بست با روبان صورتی تزئین شده بود، نگاهش می کردند. کسی دنبالش نمی دوید.ir" target="_blank"> و بسته را قاپید بسته ای را زده بود زیر بغلش با آن بسته زیر بغلش، بسته را به سمت آسمان گرفت، متعجب و زد زیر بغلش و با تمام توان دوید. مثل این متن که دزدیست.ir" target="_blank"> از پیچ یک کوچه ایستاد، به سرعت رد می شد و به دیگران لبخند می زد. کمی جلوتر باز ایستاد، لبخند می زد.ir" target="_blank"> و فریاد زد "خوشبختی!"

به میدان اصلی که رسید، به بسته زیر بغل خیره شد

 

خوشبختی را نمی توان خرید، آن بسته سبز رنگ که و و از پیچ یک کوچه ایستاد، جمعیت زیاد بود،

آمار امروز یکشنبه 26 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :186719
  • بازدید امروز :48412
  • بازدید داخلی :4697
  • کاربران حاضر :143
  • رباتهای جستجوگر:103
  • همه حاضرین :246

تگ های برتر امروز

تگ های برتر